تنالیته

یعنی هارمونی، همون چیزیکه لازمه داشتن یه زندگی خوش کوکه

تنالیته

یعنی هارمونی، همون چیزیکه لازمه داشتن یه زندگی خوش کوکه

تنالیته

از این پس اینجا میشه خونه اول دنیای دیجیتالی من بجای اینستاگرام و تلگرام و...
مینویسم از دغدغه هام، از سوال هایی که برام مطرح میشه، از اتفاقات روزم
خوشحال میشم توی این مسیر با هم همراه بشیم

منوی بلاگ
طبقه بندی موضوعی

*برای احترم به وقت شما وظیفه خودم میدونم که اقرار کنم این نوشته ها صرفا تمرینی برای منظم تر شدن مغزمه (به این دلیل میگم مغز چون من اصولا ذهنو نمیفهم ام همونطور که معنی دل رو نمیتونم درک کنم و کلا درک چیزهای ملموس برام راحت تره تا مفاهیم انتزاعی که معادل بیرونی نداره.:) )، پس اگه سرتون شلوغه پیشنهاد میکنم وقت تون رو توی زمان های خلوت ترتون بهم اختصاص بدین، اینطوری در پایان فحش های کمتری میخورم.

و اما داستین هافمن

یکی از جذابیت های هنر هفتم اینکه آدم ها میتونن از زوایای مختلفی ازش لذت ببرن،بعضی به دیالوگ علاقه دارن، عده ای به فیلم نامه و کارگردانی، عده ای فیلمبرداری و جلوه های بصری، یه عده ای هم مثل من عاشق بازیگری هستند.

البته که فیلمی عالی تلقی میشه که توی سطح خوبی همه این پارامتر ها توش رعایت شده باشند اما سلیقه ها فرق میکنه به نظرم من این بازیگریه که تمایز اصلی رو ایجاد میکنه

سینما دهه های 70 و 80 میلادی رو که پیگیری میکنی بازیگرهای عجیبی رو میبینی، از جک نیکلسون کبیر تا آل پاچینو و دنیرو و... .

ولی این وسطا من مات بازیگیره یه نفر شدم و یه حس غریبی بهش دارم، از اون بازی اولش توی The Graduate سال 1967 بگیر بیا تا Litthe big manتوی سال 1970 وتا Papilon سال 1973 تا بازی بی نظیرش توی Kramer vs.Kramer سال 1979.

ته ته وجود من یه مهدی نشسته که دوس داره قدرت گفتار و Act داستین رو داشته باشه و من خودم رو خوش شانس میدونم که میتونم علاقه هام رو بفهم ام و تشخیص بدم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">