تنالیته

یعنی هارمونی، همون چیزیکه لازمه داشتن یه زندگی خوش کوکه

تنالیته

یعنی هارمونی، همون چیزیکه لازمه داشتن یه زندگی خوش کوکه

تنالیته

از این پس اینجا میشه خونه اول دنیای دیجیتالی من بجای اینستاگرام و تلگرام و...
مینویسم از دغدغه هام، از سوال هایی که برام مطرح میشه، از اتفاقات روزم
خوشحال میشم توی این مسیر با هم همراه بشیم

منوی بلاگ
طبقه بندی موضوعی

بعد از یکماه فرصتی پیدا میکنی که یه دوست قدیمی رو ببینی و بعد از یه گپ و گفت حسابی ازت میپرسه، شام برات ماکارونی بپزم یا قرمه سبزی؟

من مواجهه دو مدل ذهنی رو با این موضوع اینجا طرح میکنم

مدل ذهنی اجتنابی و مدل ذهنی چالشی:

مدل ذهنی اجتنابی سعی میکنه از زیر بار انتخاب شونه خالی کنه و مسئولیت انتخاب رو بندازه گردن خود سوال کننده.

ممکنه جوابش یکی از گزینه های زیر باشه:

هر چی خودت دوس داری

برای من فرقی نمیکنه

یه چیزی درست کن بخوریم مهم نیست هر چی باشه

ولی مدل ذهنی چالشی ( چیزی کم من ازش لذت میبرم)

اول از همه گزینه هایی محتمل رو برسی میکنه؛

  گزینه ها میتونه اینا باشن:

با توجه با حال و هوای گفتگو و درنظر گرفتن حال طرف مقابل میتونه این مطرح باشه که آشپزی کنه بهتره یا اینکه بریم بیرون شام بخوریم؟

اگه قرار باشه شام بیرون بخوریم اصلا در این منطقه رستوران خوبی پیدا میشه یا نه؟

خودش کدوم رو بیشتر دوس داره؟

پختن کدوم یکی دردسر بیشتری ایجاد میکنه؟

شایدم بهتر این باشه که با یه غذا ساده تر مثل نیمرو زمان بیشتری رو سیو کنیم برای لذت از همصحبتی لاهم.

در نهایت فارغ از اینکه مدل ذهنی چالشی کدوم گزینه رو انتخاب میکنه، در بلند مدت به نظر من موفقیت و رضایت بیشتری رو تجربه میکنه چون ذهنش رو تمرین داده تا در مواجهه با هر نوع انتخابی گزینه های محتمل رو بررسی کنه این تمرین یعنی مهارت دیدن جنبه های مختلف موضوعات.

ما هر روز در معرض انتخاب هستیم

ادامه دادن کار فعلی یا استعفا؟

بودن در رابطه فعلی یا نبودن؟

دیدن تلویزیون یا خوندن کتاب یا رفتن به باشگاه؟

ادامه زندگی یا لفت د گیم

و حرف آخر اینکه؛ انتخاب یعنی شجاعت رو به رو شدن با زندگی

 یعنی جرات اشتباه کردن و گند زدن

 یعنی من خوبم و ارزشمند

یاد بگیریم تمرین هامونو با فرصت های کوچیکی که در اختیارمونه انجام بدیم تا وقتی در موقعیت های بحرانی و سخت قرار میگیرم اعتماد به نفس لازم رو پیدا کرده باشیم.

نظرات  (۲)

به نظرم از همین موقعیت های به ظاهر ساده هم میشه استفاده کرد و اینجوری تفکر نقـاد داشتن تو هر زمینه ای رو تمرین کرد و پرورش داد.



شوخی نوشت: چه خوب میشد اگه همه آقایون وقتی خانومشونم این سوالو ازشون می پرسید، همین قدر سوال چالشی میومد به ذهنشون:):)
پاسخ:
تو تفکر نقادانه رو طرح میکنی و درسته 
من از دیدگاه تصمیم گیری می بینم مسئله رو و میگم باید از این فرصت های کوچیک برای تمرین تصمیم گیری بهره گرفت
من از کنار ساده ترین سوال هایی که باهام مطرح میکنن مثل اینکه" چایی میخوری یا شربت؟" هم ساده نمیگذرم، یکیشو انتخاب می کنم شاید هیچکدومش نه برای من نه برای مخاطبم فرقی نداشته باشه ولی من ازش استفاده کردم تا یکی با مجموع کل انتخاب هایکه از لحظه تولد تا الان داشتم اضافه کنم و این خودش یه تمرین تصمیم گیریه، میتونه یه رزومه باشه که من تا الان هزار و اندی انتخاب کردم در مقایسه با کسی که بیشتر اجتناب کرده.
خیلی از تصمیم های زندگی هم هست که مهمتر از اینکه چی گزینه ای میتونه درست تر باشه اینکه به موقع و سریع گرفته بشه، این نوع سریع انتخاب کردن های ساده به نظرم میتونه یه تمرینی برای موقعیت های بحرانی که نیاز به سرعت داره، مفید باشه
پی نوشت: اون آقایون خیلی حال بهم زنن، هم من هم اکثر مردای دنیا ازشون بدمون میاد😁 چون متوسط سطح انتظار رو بیخودی بالا میبرن
بله درسته
به قول محمدرضا شعبانعلی حتی تصمیم نگرفتن هم یه تصمیم هست که میتونه تاثیرگذار باشه تو زندگیمون. تمرین برای این تصمیم گیری های کوچیک و ساده هم میتونه تاثیرگذار باشه تو تصمیم های بزرگتر ما و مسئولیت مارو در قبال تصمیم هامون بیشتر میکنه چون می دونیم که این تصمیم با فکر و بررسی همه جوانب گرفته شده.


پی نوشت: همون سطح از انتظارم از گذشته بنا به یه افکار مستبدانه:) به خانوما تحمیل شده، اون وقت تو از بالا رفتن سطح متوسط انتظار حرف می زنی. 
به هر حال یادت نره خانومام میتونن انتخاب کنند:)
ضمنا بعیده از یه آقایی با این پستای خوب و دل نوشته های قشنگ که جزء اون اکثر مردای دنیا باشه؛):)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">