عزیزکم
میتونم درکت کنم که این روزا چه اندازه تنش و استرس سایه انداخته روی روال عادی زندگیت و میدونم که میدونی چقدر من از کنکور دادن متنفرم، دلم میخواد به بهانه این روزا یه کوچولو باهات تجربه مشابه خودمو در میون بذارم؛ چند پاراگراف پایین باور قلبیمه عزیز دلم؛
۱. احتمالا یه عده آدم رو هر روز دور و برت میبینی که همه دغدغه زندگیشون دکتر و مهندس و وکیل شدن بچه هاشونه، اینا رویاهای دست نیافته خودشونو رو میخوان بچپونن به بچه هاشون، یونگین ها بهش میگن کامپلکس یا عقده، عزیزکم تو به صرف حضورت توی این دنیا دوست داشتنی و خواستنی هستی و این فارغ از هر عنوانیه که قراره تو در ذیلش تعریف بشی
این دسته از آدم ها حرمت نفس نداشته شون رو توی این عناوین جستجو می کنن؛ ولی وجودت عزیزه

۲. دوم اینکه هیچ سختی تا ابد ادامه پیدا نمیکنه، این روزها بالاخره تموم میشه و چیزیکه مهمه و باقی میمونه مواجهه تو با این سختی هاست
خیلی راحته که یه کنکوری بیاد و بگه روز کنکور اینقدر تنش داشتم که حالم بد شد یا اینکه صندلیم بد جایی بود یا دیر رسیدم و هزار تا بهونه که همه مون شنیدیم و همه چیز رو بندازه گردن شرایط بد ولی میدونی چیه من اینا رو خیلی ضعیف میبینم چون یاد نگرفته مسئولیت رفتارشو بپذیره
فارغ از نتیجه و شاید کمی دلسوزی و ترحمی که اینجوری میخره، این افراد بازنده واقعی زندگین
من ترجیح میدم اگه جای اون بودم و همه بدبختی های دنیا روز کنکور روی سرم خراب شد، بازم بیام بگم خودم گند زدم، اینجوری جدای از کنکور و رتبه به خودم یادآوری کردم که منم مسئول رفتارهام
این مواجه یعنی اینکه من مسئولیت رفتارم رو پذیرفتم این آدم اگه صد جا هم گند بزنه در نهایت حالش از اون یکی بهتره چون خودشو رو مسئولیت رفتارهاشو میدونه
۳. سوم اینکه عزیزم خودتو مقید به نتیجه نکن
تو همین الان هم برنده ای، نمره رو تلاش تو گرفته نه رتبه مسخره ای که توی اون کاغذ درج میشه

تو بردی برای همه اون شبهایی که تا دیر وقت درس خوندی
برای همه  اون صبح هایی که زود بیدار شدی
برای همه اون مسافرت هایی که نرفتی و مهمونی هایی که خونه موندی.
۴.و در نهایت اینکه آدم ها در مواجهه با سختی ها بخش هایی از خودشونو کشف میکنن که قبلترها حتی ازش خبر هم نداشتن و این جز بزرگترین مزیت سختی هاست.

دوست دارم قشنگم