مهدی: نمی دونم از کجای درونم میاد که از عکاسی غروب خورشید سیر نمیشم

شاید اگه یکی از دوستام گالری عکس هام رو ببینه بگه چقده عکس تکراری ولی میدونی چیه برای من هر کدومشه یادگاری یه حال و هواست.

آلن: من بهت پیشنهاد میکنم از این دسته آدم هایی که چشاشون عادت کرده به تکراری دیدن فاصله بگیری مهدی.

اینا چشاشون مشکل تکراری بینی داره باید برن پیش چشم پزشک.( عین آسیگمات و نزدیک و دور بین)

اینا شبا هم به آسمون نگاه میکنن متوجه چرخش صورتهای فلکی نمیشن، براشون سوال نمیشه چرا دب اکبر از جایکه سر شب بود جابجا شده!

اینا آدمها رو هم فقط زن و مرد میبینن، رئیس و کارمند میبینن، از هوا فقط سردی و گرمی رو درک میکنن

اینا دلشون با نسیم بهاری نمیلرزه، اینا با خنکی شبای تابستون عشق نمیکنن، اینا از خرد شدن برگهای پاییزی زیر پاشون دلشون قنج نمیره، اینا نیمفهمن پای لخت روی برف زمستونی راه رفتن چه لذتی داره

فاصله بگیر از این تکراری بین ها پسر.

پی نوشت: آلن کاراکتر پیر فرهیخته درونمه که همنشین صبور و متین خامی های مهدی که دهه سوم زندگیشو طی میکنه. در آینده با کارکتر جذاب میتی هم که هفت سالشه آشنا میشیم. (از شما چه پنهون برای خودم ام جذابه گپ و گفتگوی این سه تا😊)